<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>افق سرخ</title>
		<link>https://sorkh.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://sorkh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>با نام حسین در بهشت باز شود…</title>
			<link>https://sorkh.kowsarblog.ir/با-نام-حسین-در-بهشت</link>
			<pubDate>11:31:00 +0330 جمعه، 3 مهر 1394</pubDate>			<dc:creator>مرتضي زاده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>
<category domain="alt">مناسبت ها</category>
<category domain="alt">اهل بیت</category>			<guid isPermaLink="false">166932@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;زاهد عابد و واعظ متعظ مرحوم حاج شیخ غلامرضاى طبسى فرمود:&lt;br /&gt;با چند نفر از دوستان با قافله بعتبات عالیات مشرف شدیم هنگام مراجعت براى ایران شب آخر که در سحر آن باید حرکت کنیم متذکر شدم که در این سفر مشاهده مشرفه و مواضع متبرکه را زیارت کردم جز مسجد براثا و حیف است از درک فیض آن مکان مقدس محروم باشیم .&lt;br /&gt;به رُفقا گفتم : بیائید به مسجد براثا برویم .&lt;br /&gt;گفتند: مجال نیست ، خلاصه نیامدند، خودم تنها از کاظمین بیرون آمدم .&lt;br /&gt;وقتى بمسجد رسیدم در را بسته دیدم و معلوم شد در را از داخل بسته و رفته اند و کسى هم نیست حیران شدم که چه کنم اینهمه راه بامیدى آمدم ،بدیوار مسجد نگریستم دیدم مى توانم از دیوار بالا بروم .&lt;br /&gt;بالاخره هر طورى بود از دیوار بالا رفته و داخل مسجد شدم و با فراغت مشغول نماز و دعا شدم بخیال اینکه در مسجد را از داخل بسته اند و باز کردنش آسان است .&lt;br /&gt;در داخل مسجد هم کسى نبود پس از فراغت آمدم در را باز کنم دیدم قفل محکمى بر در زده اند و بوسیله نردبان یا چیز دیگر رفته اند.&lt;br /&gt;حیران شدم چه کنم دیوار داخل مسجد هم طورى بود که هیچ نمى شد از آن بالا رفت با خود گفتم : عمرى است دم از حسین (ع ) مى زنم و امیدوارم که ببرکت آن بزرگوار در بهشت برویم باز شود با اینکه درب بهشت یقینا مهمتر است و باز شدن این در هم ببرکت حضرت ابى عبداللّه (ع ) سهل است .&lt;br /&gt;پس با یقین تمام دست بقفل گذاشتم و گفتم : یا حسین (ع ) و آن را کشیدم فورا در باز گردید در را باز کردم و از مسجد بیرون آمدم و شکر خدا را بجا آوردم و بقافله هم رسیدم&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sorkh.kowsarblog.ir/با-نام-حسین-در-بهشت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زاهد عابد و واعظ متعظ مرحوم حاج شیخ غلامرضاى طبسى فرمود:<br />با چند نفر از دوستان با قافله بعتبات عالیات مشرف شدیم هنگام مراجعت براى ایران شب آخر که در سحر آن باید حرکت کنیم متذکر شدم که در این سفر مشاهده مشرفه و مواضع متبرکه را زیارت کردم جز مسجد براثا و حیف است از درک فیض آن مکان مقدس محروم باشیم .<br />به رُفقا گفتم : بیائید به مسجد براثا برویم .<br />گفتند: مجال نیست ، خلاصه نیامدند، خودم تنها از کاظمین بیرون آمدم .<br />وقتى بمسجد رسیدم در را بسته دیدم و معلوم شد در را از داخل بسته و رفته اند و کسى هم نیست حیران شدم که چه کنم اینهمه راه بامیدى آمدم ،بدیوار مسجد نگریستم دیدم مى توانم از دیوار بالا بروم .<br />بالاخره هر طورى بود از دیوار بالا رفته و داخل مسجد شدم و با فراغت مشغول نماز و دعا شدم بخیال اینکه در مسجد را از داخل بسته اند و باز کردنش آسان است .<br />در داخل مسجد هم کسى نبود پس از فراغت آمدم در را باز کنم دیدم قفل محکمى بر در زده اند و بوسیله نردبان یا چیز دیگر رفته اند.<br />حیران شدم چه کنم دیوار داخل مسجد هم طورى بود که هیچ نمى شد از آن بالا رفت با خود گفتم : عمرى است دم از حسین (ع ) مى زنم و امیدوارم که ببرکت آن بزرگوار در بهشت برویم باز شود با اینکه درب بهشت یقینا مهمتر است و باز شدن این در هم ببرکت حضرت ابى عبداللّه (ع ) سهل است .<br />پس با یقین تمام دست بقفل گذاشتم و گفتم : یا حسین (ع ) و آن را کشیدم فورا در باز گردید در را باز کردم و از مسجد بیرون آمدم و شکر خدا را بجا آوردم و بقافله هم رسیدم</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://sorkh.kowsarblog.ir/با-نام-حسین-در-بهشت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://sorkh.kowsarblog.ir/با-نام-حسین-در-بهشت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://sorkh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=166932</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>یک نور عجیب در اتاق است!!</title>
			<link>https://sorkh.kowsarblog.ir/یک-نور-عجیب-در-اتاق</link>
			<pubDate>23:57:00 +0330 دوشنبه، 29 دی 1393</pubDate>			<dc:creator>مرتضي زاده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>
<category domain="alt">روشنگری</category>
<category domain="alt">اهل بیت</category>			<guid isPermaLink="false">117763@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;با صدای جیغ زن از خواب پرید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نور! یک نور عجیب در اتاق است!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرد یهودی از خواب پرید و با شتاب به سمت اتاق رفت.چادررا که دید,همه چیز به یادش آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چادر فاطمه(س)را به جای قرض به علی(ع) امانت گرفته بود.حالا نور چادر اتاق را پر کرده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بود.مرد یهودی و همسرش از تعجب و شگفت زدگی اقوامشان را خبر کردند و برای دیدن چادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نورانی به منزل آوردند.با دیدن نور چادرفاطمه(س)هشتاد نفراز یهودی های مدینه مسلمان شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بحار ج 43 ص 40 و خلاصه ای از این روایت در مناقب شهرآشوب ج 3 ص 118117 ,منتهی الآمال ص 160&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sorkh.kowsarblog.ir/یک-نور-عجیب-در-اتاق&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با صدای جیغ زن از خواب پرید.</p>
<p>نور! یک نور عجیب در اتاق است!!</p>
<p>مرد یهودی از خواب پرید و با شتاب به سمت اتاق رفت.چادررا که دید,همه چیز به یادش آمد.</p>
<p>چادر فاطمه(س)را به جای قرض به علی(ع) امانت گرفته بود.حالا نور چادر اتاق را پر کرده</p>
<p>بود.مرد یهودی و همسرش از تعجب و شگفت زدگی اقوامشان را خبر کردند و برای دیدن چادر</p>
<p>نورانی به منزل آوردند.با دیدن نور چادرفاطمه(س)هشتاد نفراز یهودی های مدینه مسلمان شدند.</p>
<p>بحار ج 43 ص 40 و خلاصه ای از این روایت در مناقب شهرآشوب ج 3 ص 118117 ,منتهی الآمال ص 160</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://sorkh.kowsarblog.ir/یک-نور-عجیب-در-اتاق">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://sorkh.kowsarblog.ir/یک-نور-عجیب-در-اتاق#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://sorkh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=117763</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>جواب نیکوکاری</title>
			<link>https://sorkh.kowsarblog.ir/جواب-نیکوکاری</link>
			<pubDate>22:56:00 +0330 یکشنبه، 18 آبان 1393</pubDate>			<dc:creator>مرتضي زاده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>
<category domain="alt">کرامت</category>
<category domain="alt">اهل بیت</category>
<category domain="alt">اسلام</category>			<guid isPermaLink="false">104844@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;يكى از كنيزان امام حسين عليه السلام خدمت حضرت رسيد، سلام كرد و دسته گلى تقديم آن حضرت نمود.&lt;br /&gt;حضرت هديه آن كنيز را پذيرفت و در مقابل به او فرمود:&lt;br /&gt;تو را در راه خدا آزاد كردم .&lt;img style=&quot;float: left;&quot; src=&quot;http://yahaq.persiangig.com/yahaq-blog/Picture1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;159&quot; height=&quot;107&quot; /&gt;&lt;br /&gt;انس كه ناظر اين برخورد انسانى بود از آن حضرت با شگفتى پرسيد:&lt;br /&gt;چگونه در مقابل يك دسته گل بى ارزش او را آزاد كردى ؟! - چون ارزش ‍ مادى يك كنيز به صدها دينار طلا مى رسيد. -&lt;br /&gt;حضرت با تبسمى حاكى از رضايت خاطر بود فرمود:&lt;br /&gt;خداوند اينگونه ما را ادب كرده ، چون در قرآن كريم مى فرمايد:&lt;br /&gt;اذا حييتم بتحيه فحيوا باحسن منها او ردوها&lt;br /&gt;اگر كسى به شما نيكى كرد او را نيكى و رفتار شايسته ترى پاسخ دهيد.&lt;br /&gt;و من فكر كردم ، از هديه اين كنيز بهتر اين است كه در راه خدا آزادش ‍ كنم&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sorkh.kowsarblog.ir/جواب-نیکوکاری&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>يكى از كنيزان امام حسين عليه السلام خدمت حضرت رسيد، سلام كرد و دسته گلى تقديم آن حضرت نمود.<br />حضرت هديه آن كنيز را پذيرفت و در مقابل به او فرمود:<br />تو را در راه خدا آزاد كردم .<img style="float: left;" src="http://yahaq.persiangig.com/yahaq-blog/Picture1.jpg" alt="" width="159" height="107" /><br />انس كه ناظر اين برخورد انسانى بود از آن حضرت با شگفتى پرسيد:<br />چگونه در مقابل يك دسته گل بى ارزش او را آزاد كردى ؟! - چون ارزش ‍ مادى يك كنيز به صدها دينار طلا مى رسيد. -<br />حضرت با تبسمى حاكى از رضايت خاطر بود فرمود:<br />خداوند اينگونه ما را ادب كرده ، چون در قرآن كريم مى فرمايد:<br />اذا حييتم بتحيه فحيوا باحسن منها او ردوها<br />اگر كسى به شما نيكى كرد او را نيكى و رفتار شايسته ترى پاسخ دهيد.<br />و من فكر كردم ، از هديه اين كنيز بهتر اين است كه در راه خدا آزادش ‍ كنم</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://sorkh.kowsarblog.ir/جواب-نیکوکاری">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://sorkh.kowsarblog.ir/جواب-نیکوکاری#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://sorkh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=104844</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>چون حسین را دوست داشت ...</title>
			<link>https://sorkh.kowsarblog.ir/چون-حسین-را-دوست-داشت</link>
			<pubDate>22:54:00 +0330 یکشنبه، 18 آبان 1393</pubDate>			<dc:creator>مرتضي زاده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>
<category domain="alt">مناسبت ها</category>
<category domain="alt">اهل بیت</category>
<category domain="alt">اسلام</category>			<guid isPermaLink="false">104842@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;پیامبر-ص بچه ای را در راه دید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نشست و او را گرفت و به او اظهار لطف و مهربانی کرد&lt;img style=&quot;float: left;&quot; src=&quot;http://yahaq.persiangig.com/yahaq-blog/20110623830.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;266&quot; height=&quot;177&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی علت را جویا شدند فرمود :&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من او را دوست دارم چون او فرزندم حسین را دوست دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زیرا دیدم وقتی حسین می‌گذشت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خاک زیر پایش را برمی داشت و بر صورت می‌کشید&lt;br /&gt;و جبرئیل به من خبر داد که او از یاران حسین در واقعه کربلا خواهد بود&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sorkh.kowsarblog.ir/چون-حسین-را-دوست-داشت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پیامبر-ص بچه ای را در راه دید</p>
<p>نشست و او را گرفت و به او اظهار لطف و مهربانی کرد<img style="float: left;" src="http://yahaq.persiangig.com/yahaq-blog/20110623830.jpg" alt="" width="266" height="177" /></p>
<p>وقتی علت را جویا شدند فرمود :</p>
<p>من او را دوست دارم چون او فرزندم حسین را دوست دارد</p>
<p>زیرا دیدم وقتی حسین می‌گذشت</p>
<p>خاک زیر پایش را برمی داشت و بر صورت می‌کشید<br />و جبرئیل به من خبر داد که او از یاران حسین در واقعه کربلا خواهد بود</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://sorkh.kowsarblog.ir/چون-حسین-را-دوست-داشت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://sorkh.kowsarblog.ir/چون-حسین-را-دوست-داشت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://sorkh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=104842</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>عوامل موفقیت پیام و پیام رسانی</title>
			<link>https://sorkh.kowsarblog.ir/عوامل-موفقیت-پیام-و-پیام</link>
			<pubDate>06:49:00 +0330 یکشنبه، 18 آبان 1393</pubDate>			<dc:creator>مرتضي زاده</dc:creator>
			<category domain="alt">روشنگری</category>
<category domain="alt">اسلام</category>
<category domain="main">تبلیغ</category>			<guid isPermaLink="false">104702@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;فرق تبلیغ و امر به معروف و نهی از منکر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این دو عنصر، «با یکدیگر پیوستگی دارند، وی دو مسئله هستند. تبلیغ مرحله ی شناساندن و خوب رساندن است. [یعنی]&amp;#8230; مرحله شناخت است ولی امر به معروف و نهی از منکر مربوط به مرحله ی اجرا و عمل است.»   هر دو عنصر از وظایف عمومی هر مسلمان به شمار می آید. «امّا وظیفه ای که هر مسلمان در مورد امر به معروف و نهی از منکر دارد این است که باید این احساس در او باشد که مجری و جزء قوه مجریه ی این پیام باشد و باید آن را در جامعه به مرحله ی عمل و تحقق برساند.»عوامل و شرایط موفقیت پیام رسانی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر همه شرایط تبلیغ که ذیلاً به اصلی ترین آنها اشاره می شود مورد توجه عملی قرار گیرد موفقیت تبلیغ و پیام رسانی قطعی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1- &lt;strong&gt;عقلانی و مور نیاز بودن&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اولین شرط موفقیت یک پیام، عقلی بودن، قدرت و نیرومندی محتوای آن است یعنی اینکه خود آن پیام برای بشر چه آورده باشد. چگونه برآورنده ی نیازهای بشر باشد، بشر صدها نیاز دارد، نیازهای فکری، احساسی، عملی، اجتماعی و مادی، یک پیام نه تنها نباید بر ضد نیازهای بشر باشد بلکه باید موافق و منطبق بر آنها باشد. یک پیام در درجه ی اول باید منطقی باشد، یعنی با عقل و فکر بشر سازگار باشد، به گونه ای باشد که جاذبه ی عقل انسان آن را به سوی خودش بکشد، یک پیام اگر ضد منطق و عقل باشد ولو مثلاً احساسی باشد برای مدت کمی ممکن است دوام پیدا کند ولی برای همیشه قابل دوام نیست، این است که قرآن کریم دائما دم از تعقل و تفکر می زند. قرآن هرگز عقل و منطق را ترک نکرده است، بلکه از عقل و منطق به عنوان یک پایه برای خود استفاده کرده و دعوت به تعقل نموده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همچنین برای اینکه محتوای یک پیام غنی و نیرومند باشد، باید با احساسات بشر انطباق داشته باشد. انسان کانونی دارد و غیر از کانون عقلی و فکری به نام کانون احساسات که آن را نمی توان نادیده گرفت توافق و هماهنگی با احساسات و تا حدی اشباع احساسات عالی و رفیق بشر و نیز هماهنگی با نیازهای زندگی و نیازهای عملی و غیره بشر، از دیگر شرایط غنی بودن محتوای یک پیام است. اگر پیامی با نیازهای طبیعی بشر ضدیت داشته باشد نمی تواند موفق باشد.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;2- ابزار پیام رسانی و تبلیغ&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر آنچه به رساندن پیام کمک کند ابزار پیام رسانی است نظیرنامه، کتاب، نشریه، بلندگو، صداوسیما سینما، ماهواره، اینترنت و&amp;#8230; امّا آنچه در این باره می بایست مورد توجه جدّی قرار گیرد این است که هر چه هدف در پیام و پیام رسانی مقدس باشد وسیله پیام رسانی نیز می بایست مشروع و مقدس باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گاهی پیش آمده است افرادی که برای رسیدن به هدف دینی از ابزار غیردینی و حتی ضددینی استفاده کرده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شنیده شده که گروهی از شبیه خوان ها و رؤسای هیئت ها در محضر آیت الله بروجردی جمع بودند. آن مرجع بزرگوار به مقلدان خود در جلسه فرمود: «فتوای من این است که این شبیه هایی که شما به این شکل در می آورید حرام است. با کمال صراحت به آقا عرض کردند که آقا ما در تمام سال مقلّد شما هستیم. الاّ این سه چهار روز [محرم] که ابداً از شما تقلید نمی کنیم&amp;#8230; این نشان می دهد که هدف امام حسین نیست&amp;#8230; این قدیمی اشی (در پیام رسانی)»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«شکل مدرنش را ما امروز در نمایش هایی که برای عرفا و فلاسفه هر چند وقت یکبار در خارج از و داخل به عنوان کنگره ای بزرگ به نام فلان عارف بزرگ مثلاً مولوی تشکیل می دهند، رقص و سماع و حرکات و «یک مجلس شهوترانی، این هم شأن مولوی! اگر هدف مشروع باشد باید از وسایل مشروع استفاده کرد..-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt; 3-فصاحت و بلاغت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«قرآن دارای دو خصوصیت است یکی خصوصیت محتوایی مطالب که از آن تعبیر به حقانیت می کند، و دیگر زیبایی، قرآن نیمی از موفقیت خودش را از این راه دارد که از مقوله ی زیبایی و هنر است. قرآن فصاحتی دارد فوق حد بشر، و نفوذ خود را مرهون زیبایی اش است. (فصاحت و زیبایی سخن، خودش بهترین وسیله است برای اینکه سخن بتواند محتوای خودش را به دیگران برساند) و خود قرآن کریم به این زیبایی و فصاحت خودش چقدر می نازد و چقدر در این زمینه ها بحث می کند. و اصلاً راجع به تأثیر آیات قرآن در خود قرآن چقدر بحث شده است»  برای نمونه به آیات 23 سوره زمر - 2 انفال و 107 سوره اسراء مراجعه کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«خود اباعبدالله(ع) در همان گرماگرم [حرکت خود] &amp;#8230;. از هر وسیله ای که ممکن بود برای ابلاغ پیام خودش و برای رساندن پیام اسلام استفاده می کرد. خطابه های اباعبدالله از مکه تا کربلا و از ابتدای ورود به کربلا تا شهادت خطبه های فوق العاده پرموج و مهیّج و احساسی و فوق العاده زیبا و فصیح و بلیغ بوده است&amp;#8230; حتی بعضی گفته اند خطبه های امام حسین در روز عاشورا برتر از خطبه های حضرت امیر است. وقتی که می خواهد از مکه بیرون بیاد، ببینید با چه تعبیرات عالی و با چه زیبایی و فصاحتی هدف و مقصود خودش را بیان می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می فرماید: مرگ به گردن انسان زینت است. آنچنان مرگ برای یک انسان زیبا و زینت و افتخار است که یک گردنبند برای یک دختر جوان ، ایهاالنّاس! من از همه چیز گذشتم. من عاشق جانبازی هستم، من عاشق دیدار گذشتگان خودم هستم. آنچنان که یعقوب عاشق دیدار یوسفش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برگرفته و تلخیص از کتاب حماسه حسینی&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sorkh.kowsarblog.ir/عوامل-موفقیت-پیام-و-پیام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #ff0000;"><strong>فرق تبلیغ و امر به معروف و نهی از منکر</strong></span></p>
<p>این دو عنصر، «با یکدیگر پیوستگی دارند، وی دو مسئله هستند. تبلیغ مرحله ی شناساندن و خوب رساندن است. [یعنی]&#8230; مرحله شناخت است ولی امر به معروف و نهی از منکر مربوط به مرحله ی اجرا و عمل است.»   هر دو عنصر از وظایف عمومی هر مسلمان به شمار می آید. «امّا وظیفه ای که هر مسلمان در مورد امر به معروف و نهی از منکر دارد این است که باید این احساس در او باشد که مجری و جزء قوه مجریه ی این پیام باشد و باید آن را در جامعه به مرحله ی عمل و تحقق برساند.»عوامل و شرایط موفقیت پیام رسانی</p>
<p>اگر همه شرایط تبلیغ که ذیلاً به اصلی ترین آنها اشاره می شود مورد توجه عملی قرار گیرد موفقیت تبلیغ و پیام رسانی قطعی است.</p>
<p>1- <strong>عقلانی و مور نیاز بودن</strong>:</p>
<p>اولین شرط موفقیت یک پیام، عقلی بودن، قدرت و نیرومندی محتوای آن است یعنی اینکه خود آن پیام برای بشر چه آورده باشد. چگونه برآورنده ی نیازهای بشر باشد، بشر صدها نیاز دارد، نیازهای فکری، احساسی، عملی، اجتماعی و مادی، یک پیام نه تنها نباید بر ضد نیازهای بشر باشد بلکه باید موافق و منطبق بر آنها باشد. یک پیام در درجه ی اول باید منطقی باشد، یعنی با عقل و فکر بشر سازگار باشد، به گونه ای باشد که جاذبه ی عقل انسان آن را به سوی خودش بکشد، یک پیام اگر ضد منطق و عقل باشد ولو مثلاً احساسی باشد برای مدت کمی ممکن است دوام پیدا کند ولی برای همیشه قابل دوام نیست، این است که قرآن کریم دائما دم از تعقل و تفکر می زند. قرآن هرگز عقل و منطق را ترک نکرده است، بلکه از عقل و منطق به عنوان یک پایه برای خود استفاده کرده و دعوت به تعقل نموده است.</p>
<p>همچنین برای اینکه محتوای یک پیام غنی و نیرومند باشد، باید با احساسات بشر انطباق داشته باشد. انسان کانونی دارد و غیر از کانون عقلی و فکری به نام کانون احساسات که آن را نمی توان نادیده گرفت توافق و هماهنگی با احساسات و تا حدی اشباع احساسات عالی و رفیق بشر و نیز هماهنگی با نیازهای زندگی و نیازهای عملی و غیره بشر، از دیگر شرایط غنی بودن محتوای یک پیام است. اگر پیامی با نیازهای طبیعی بشر ضدیت داشته باشد نمی تواند موفق باشد.»</p>
<p><strong>2- ابزار پیام رسانی و تبلیغ</strong></p>
<p>هر آنچه به رساندن پیام کمک کند ابزار پیام رسانی است نظیرنامه، کتاب، نشریه، بلندگو، صداوسیما سینما، ماهواره، اینترنت و&#8230; امّا آنچه در این باره می بایست مورد توجه جدّی قرار گیرد این است که هر چه هدف در پیام و پیام رسانی مقدس باشد وسیله پیام رسانی نیز می بایست مشروع و مقدس باشد.</p>
<p>گاهی پیش آمده است افرادی که برای رسیدن به هدف دینی از ابزار غیردینی و حتی ضددینی استفاده کرده اند.</p>
<p>شنیده شده که گروهی از شبیه خوان ها و رؤسای هیئت ها در محضر آیت الله بروجردی جمع بودند. آن مرجع بزرگوار به مقلدان خود در جلسه فرمود: «فتوای من این است که این شبیه هایی که شما به این شکل در می آورید حرام است. با کمال صراحت به آقا عرض کردند که آقا ما در تمام سال مقلّد شما هستیم. الاّ این سه چهار روز [محرم] که ابداً از شما تقلید نمی کنیم&#8230; این نشان می دهد که هدف امام حسین نیست&#8230; این قدیمی اشی (در پیام رسانی)»</p>
<p>«شکل مدرنش را ما امروز در نمایش هایی که برای عرفا و فلاسفه هر چند وقت یکبار در خارج از و داخل به عنوان کنگره ای بزرگ به نام فلان عارف بزرگ مثلاً مولوی تشکیل می دهند، رقص و سماع و حرکات و «یک مجلس شهوترانی، این هم شأن مولوی! اگر هدف مشروع باشد باید از وسایل مشروع استفاده کرد..-</p>
<p><strong> 3-فصاحت و بلاغت</strong></p>
<p>«قرآن دارای دو خصوصیت است یکی خصوصیت محتوایی مطالب که از آن تعبیر به حقانیت می کند، و دیگر زیبایی، قرآن نیمی از موفقیت خودش را از این راه دارد که از مقوله ی زیبایی و هنر است. قرآن فصاحتی دارد فوق حد بشر، و نفوذ خود را مرهون زیبایی اش است. (فصاحت و زیبایی سخن، خودش بهترین وسیله است برای اینکه سخن بتواند محتوای خودش را به دیگران برساند) و خود قرآن کریم به این زیبایی و فصاحت خودش چقدر می نازد و چقدر در این زمینه ها بحث می کند. و اصلاً راجع به تأثیر آیات قرآن در خود قرآن چقدر بحث شده است»  برای نمونه به آیات 23 سوره زمر - 2 انفال و 107 سوره اسراء مراجعه کنید.</p>
<p>«خود اباعبدالله(ع) در همان گرماگرم [حرکت خود] &#8230;. از هر وسیله ای که ممکن بود برای ابلاغ پیام خودش و برای رساندن پیام اسلام استفاده می کرد. خطابه های اباعبدالله از مکه تا کربلا و از ابتدای ورود به کربلا تا شهادت خطبه های فوق العاده پرموج و مهیّج و احساسی و فوق العاده زیبا و فصیح و بلیغ بوده است&#8230; حتی بعضی گفته اند خطبه های امام حسین در روز عاشورا برتر از خطبه های حضرت امیر است. وقتی که می خواهد از مکه بیرون بیاد، ببینید با چه تعبیرات عالی و با چه زیبایی و فصاحتی هدف و مقصود خودش را بیان می کند.</p>
<p>می فرماید: مرگ به گردن انسان زینت است. آنچنان مرگ برای یک انسان زیبا و زینت و افتخار است که یک گردنبند برای یک دختر جوان ، ایهاالنّاس! من از همه چیز گذشتم. من عاشق جانبازی هستم، من عاشق دیدار گذشتگان خودم هستم. آنچنان که یعقوب عاشق دیدار یوسفش بود.</p>
<p>برگرفته و تلخیص از کتاب حماسه حسینی</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://sorkh.kowsarblog.ir/عوامل-موفقیت-پیام-و-پیام">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://sorkh.kowsarblog.ir/عوامل-موفقیت-پیام-و-پیام#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://sorkh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=104702</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>تاریخ بلند زن مسلمان</title>
			<link>https://sorkh.kowsarblog.ir/تاریخ-بلند-زن-مسلمان</link>
			<pubDate>20:59:00 +0330 شنبه، 17 آبان 1393</pubDate>			<dc:creator>مرتضي زاده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>
<category domain="alt">مناسبت ها</category>
<category domain="alt">روشنگری</category>
<category domain="alt">اهل بیت</category>
<category domain="alt">اسلام</category>			<guid isPermaLink="false">104671@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;در تاریخ بشر كدام زن را مى توان یافت كه شش یا هفت برادر او را كشته باشند و فرزند وى به شهادت رسیده باشد، ده نفر از برادرزادگان و عموزادگان او را كشته باشند، سپس او را به همه خواهران و برادر زادگان او اسیر كرده باشند،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنگاه در حال اسیرى و گرفتارى از حق خود و شهیدان خود دفاع كند آنهم در شهرى كه مركز حكومت و سلطنت پدرش بوده و در دارالحكومه اى كه پدرش در حدود چهار سال از دوران خلافت خود را همانجا ساكن بوده است ،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این وضع و با این همه موجبات ناراحتى و افسردگى ، نه تنها از آنچه بر سر مى آمده گله مند نباشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بلكه با كمال صراحت بگوید كه ما چیزى بر خلاف میل و رغبت خویش ندیده ایم اگر مردان ما به شهادت رسیده اند براى همین كار آمده بودند و اگر جز این باشد جاى نگرانى و اضطراب خاطر بوده اكنون كه وظیفه خداى خویش را به خوبى انجام داده اند و افتخار شهادت را به دست آورده اند جز این كه خدا را بر این توفیق سپاسگزارى كنیم چه كارى از ما شایسته است .&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sorkh.kowsarblog.ir/تاریخ-بلند-زن-مسلمان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ بشر كدام زن را مى توان یافت كه شش یا هفت برادر او را كشته باشند و فرزند وى به شهادت رسیده باشد، ده نفر از برادرزادگان و عموزادگان او را كشته باشند، سپس او را به همه خواهران و برادر زادگان او اسیر كرده باشند،</p>
<p>آنگاه در حال اسیرى و گرفتارى از حق خود و شهیدان خود دفاع كند آنهم در شهرى كه مركز حكومت و سلطنت پدرش بوده و در دارالحكومه اى كه پدرش در حدود چهار سال از دوران خلافت خود را همانجا ساكن بوده است ،</p>
<p>با این وضع و با این همه موجبات ناراحتى و افسردگى ، نه تنها از آنچه بر سر مى آمده گله مند نباشد</p>
<p>بلكه با كمال صراحت بگوید كه ما چیزى بر خلاف میل و رغبت خویش ندیده ایم اگر مردان ما به شهادت رسیده اند براى همین كار آمده بودند و اگر جز این باشد جاى نگرانى و اضطراب خاطر بوده اكنون كه وظیفه خداى خویش را به خوبى انجام داده اند و افتخار شهادت را به دست آورده اند جز این كه خدا را بر این توفیق سپاسگزارى كنیم چه كارى از ما شایسته است .</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://sorkh.kowsarblog.ir/تاریخ-بلند-زن-مسلمان">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://sorkh.kowsarblog.ir/تاریخ-بلند-زن-مسلمان#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://sorkh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=104671</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>پدر زن سه امام ...</title>
			<link>https://sorkh.kowsarblog.ir/پدر-زن-سه-امام</link>
			<pubDate>15:19:00 +0330 شنبه، 17 آبان 1393</pubDate>			<dc:creator>مرتضي زاده</dc:creator>
			<category domain="alt">مناسبت ها</category>
<category domain="alt">اهل بیت</category>
<category domain="main">اسلام</category>			<guid isPermaLink="false">104627@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;بانویى كه نام پرافتخار او در تاریخ عاشورا به میان آمده ،  همسر بزرگوار امام علیه السلام &lt;strong&gt;رباب &lt;/strong&gt;دختر امرء القیس است ،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنها زنى بود از  زنان امام علیه السلام كه در سفر كربلا همراه آن بزرگوار بوده است .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چرا که مادر امام چهارم یعنى شهربانو دختر یزدگرد آخرین پادشاه ساسانى ایران در  حدود 24 سال پیش از واقعه كربلا وفات كرده بود،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از مادر على اكبر یعنى لیلى  دختر ابى مره بن عروه بن مسعود ثقفى هم نامى در جریان فاجعه كربلا به میان  نیامده است ، و آیا در این تاریخ زنده بوده یا نه ،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از مادر جعفر بن  الحسین هم كه زنى از قبیله قضاعه بود نامى برده نمى شود،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از مادر فاطمه بنت  الحسین یعنى ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله تیمى كه دخترش ‍ فاطمه در  كربلا بود و به كوفه و شام هم رفت نام و نشانى در واقعه عاشورا نیست .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنها  زنى كه در این سفر همراه امام علیه السلام بوده همین بانوى بزرگوار یعنى  رباب دختر امرء القیس كلبى است .&lt;strong&gt; امرء القیس مسیحى بود&lt;/strong&gt; و در زمان خلافت  حكومت نزد وى آمد و اسلام آورد، در همان روز اول مسلمانى خلیفه او را امیر  مسلمانان قبیله قضاعه قرار داد، و پس از افتخار مسلمانى و امارت اسلامى  افتخار دیگرى به دست آورد و از سه دخترى كه در خانه داشت یكى را به امیر  المومنین علیه السلام و دیگرى را به امام مجتبى علیه السلام و كوچكتر از  همه را كه رباب باشد به امام حسین علیه السلام تزویج كرد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و پدر زن این  سه امام شد&lt;/strong&gt;، رباب از امام حسین علیه السلام دخترى داشت به نام سكینه و پسرى  به نام عبدالله پسر شیرخوارش روز عاشورا كشته شد و خود با دخترش سكینه به  اسیرى رفت&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sorkh.kowsarblog.ir/پدر-زن-سه-امام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بانویى كه نام پرافتخار او در تاریخ عاشورا به میان آمده ،  همسر بزرگوار امام علیه السلام <strong>رباب </strong>دختر امرء القیس است ،</p>
<p>تنها زنى بود از  زنان امام علیه السلام كه در سفر كربلا همراه آن بزرگوار بوده است .</p>
<p>چرا که مادر امام چهارم یعنى شهربانو دختر یزدگرد آخرین پادشاه ساسانى ایران در  حدود 24 سال پیش از واقعه كربلا وفات كرده بود،</p>
<p>از مادر على اكبر یعنى لیلى  دختر ابى مره بن عروه بن مسعود ثقفى هم نامى در جریان فاجعه كربلا به میان  نیامده است ، و آیا در این تاریخ زنده بوده یا نه ،</p>
<p>از مادر جعفر بن  الحسین هم كه زنى از قبیله قضاعه بود نامى برده نمى شود،</p>
<p>از مادر فاطمه بنت  الحسین یعنى ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله تیمى كه دخترش ‍ فاطمه در  كربلا بود و به كوفه و شام هم رفت نام و نشانى در واقعه عاشورا نیست .</p>
<p>تنها  زنى كه در این سفر همراه امام علیه السلام بوده همین بانوى بزرگوار یعنى  رباب دختر امرء القیس كلبى است .<strong> امرء القیس مسیحى بود</strong> و در زمان خلافت  حكومت نزد وى آمد و اسلام آورد، در همان روز اول مسلمانى خلیفه او را امیر  مسلمانان قبیله قضاعه قرار داد، و پس از افتخار مسلمانى و امارت اسلامى  افتخار دیگرى به دست آورد و از سه دخترى كه در خانه داشت یكى را به امیر  المومنین علیه السلام و دیگرى را به امام مجتبى علیه السلام و كوچكتر از  همه را كه رباب باشد به امام حسین علیه السلام تزویج كرد.<br /><strong>و پدر زن این  سه امام شد</strong>، رباب از امام حسین علیه السلام دخترى داشت به نام سكینه و پسرى  به نام عبدالله پسر شیرخوارش روز عاشورا كشته شد و خود با دخترش سكینه به  اسیرى رفت</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://sorkh.kowsarblog.ir/پدر-زن-سه-امام">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://sorkh.kowsarblog.ir/پدر-زن-سه-امام#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://sorkh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=104627</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>برتری اهل بیت در سخنان امام سجاد علیه السلام</title>
			<link>https://sorkh.kowsarblog.ir/برتری-اهل-بیت-در-سخنان</link>
			<pubDate>14:53:00 +0330 شنبه، 17 آبان 1393</pubDate>			<dc:creator>مرتضي زاده</dc:creator>
			<category domain="alt">مناسبت ها</category>
<category domain="alt">روشنگری</category>
<category domain="main">اهل بیت</category>			<guid isPermaLink="false">104624@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;امام چهارم (ع ) در خطبه خویش به آنچه مى تواند كسى را بر  كسى ، یا ملتى را بر ملتى برترى دهد اشاره كرد و روشن ساخت كه آل محمد صلى  الله علیه و آله بر دیگران برترى دارند و این برترى ها را نمى توان از  ایشان گرفت و دیگران با ایشان همپایه نیستند.&lt;br /&gt;چه خدا ایشان را بر دیگران  برترى داده و براى هدایت و ارشاد و تعلیم و تربیت مسلمانان برگزیده است .  على بن الحسین علیه السلام با كمال صراحت و شجاعت گفت :&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;ایها الناس  اعطینا ستا و فضلنا بسیع اعطینا العلم و الحلم و السماحه و الفصاحه و  الشجاعه و السحیه فى قلوب المومنین&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اى مردم خداوند شش چیز را به ما  بخشیده است و برترى ما بر دیگران بر هفت پایه استوار است :&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;علم&lt;/strong&gt; یعنى دانش  را كه شرط اساسى برترى شخصى بر شخصى یا ملتى بر ملتى است ، به ما داده اند،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt; حلم&lt;/strong&gt; یعنى بردبارى را كه در راه تعلیم و تربیت مردم بسیار بكار بست به ما  داده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سماحت&lt;/strong&gt; یعنى بخشندگى كه زمامداران اسلامى را به كار است خوى ما  است ،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فصاحت &lt;/strong&gt;یعنى شیوایى بیان و سخنورى كه در بیان احكام و هدایت مردم و  امر به معروف و نهى از منكر و روشن ساختن افكار مردم ، و تهییج آنان به  جهاد و فداكارى و از خودگذشتگى بسیار لازم و ضرورى است در خاندان ما است .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شجاعت &lt;/strong&gt;یعنى دلیرى و مردانگى كه رهبرى و زمامدارى بر آن استوار است به ما  داده شده ،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دوستى و علاقمندى قلبى مردم با ایمان&lt;/strong&gt; را كه رمز حكومت و راز  سلطنت است به ما داده اند. یعنى با زور و جبر نمى توان مردم را ارادتمند و  دوست و طرفدار خویش ساخت . اما مى خواهد بگوید یزید! خدا چنان خواسته كه  مردمان با ایمان ما را دوست بدارند و نمى شود با هیچ وسیله اى جلو این كار  را گرفت و كارى كرد كه مردم دیگران را دوست بدارند و ما را دشمن بدارند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sorkh.kowsarblog.ir/برتری-اهل-بیت-در-سخنان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امام چهارم (ع ) در خطبه خویش به آنچه مى تواند كسى را بر  كسى ، یا ملتى را بر ملتى برترى دهد اشاره كرد و روشن ساخت كه آل محمد صلى  الله علیه و آله بر دیگران برترى دارند و این برترى ها را نمى توان از  ایشان گرفت و دیگران با ایشان همپایه نیستند.<br />چه خدا ایشان را بر دیگران  برترى داده و براى هدایت و ارشاد و تعلیم و تربیت مسلمانان برگزیده است .  على بن الحسین علیه السلام با كمال صراحت و شجاعت گفت :<br /><span style="font-size: medium;"><strong>ایها الناس  اعطینا ستا و فضلنا بسیع اعطینا العلم و الحلم و السماحه و الفصاحه و  الشجاعه و السحیه فى قلوب المومنین</strong></span></p>
<p>اى مردم خداوند شش چیز را به ما  بخشیده است و برترى ما بر دیگران بر هفت پایه استوار است :</p>
<p><strong>علم</strong> یعنى دانش  را كه شرط اساسى برترى شخصى بر شخصى یا ملتى بر ملتى است ، به ما داده اند،</p>
<p><strong> حلم</strong> یعنى بردبارى را كه در راه تعلیم و تربیت مردم بسیار بكار بست به ما  داده اند.</p>
<p><strong>سماحت</strong> یعنى بخشندگى كه زمامداران اسلامى را به كار است خوى ما  است ،</p>
<p><strong>فصاحت </strong>یعنى شیوایى بیان و سخنورى كه در بیان احكام و هدایت مردم و  امر به معروف و نهى از منكر و روشن ساختن افكار مردم ، و تهییج آنان به  جهاد و فداكارى و از خودگذشتگى بسیار لازم و ضرورى است در خاندان ما است .</p>
<p><strong>شجاعت </strong>یعنى دلیرى و مردانگى كه رهبرى و زمامدارى بر آن استوار است به ما  داده شده ،</p>
<p><strong>دوستى و علاقمندى قلبى مردم با ایمان</strong> را كه رمز حكومت و راز  سلطنت است به ما داده اند. یعنى با زور و جبر نمى توان مردم را ارادتمند و  دوست و طرفدار خویش ساخت . اما مى خواهد بگوید یزید! خدا چنان خواسته كه  مردمان با ایمان ما را دوست بدارند و نمى شود با هیچ وسیله اى جلو این كار  را گرفت و كارى كرد كه مردم دیگران را دوست بدارند و ما را دشمن بدارند.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://sorkh.kowsarblog.ir/برتری-اهل-بیت-در-سخنان">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://sorkh.kowsarblog.ir/برتری-اهل-بیت-در-سخنان#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://sorkh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=104624</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
